خطا
  • قالبی برای نمایش موجود نیست . لطفا با سرپرست سایت تماس بگیرید
پیام
  • PLG_KUNENADISCUSS_DEPENDENCY_FAIL

صفحه اصلی

محتوا - موبایل

در من هنوز...
سال شصت و چهار به طور اتفاقی مختار مرادی را در خرمشهر  دیدم که در میدانی ،اسلحه در دست نگهبانی می داد و صندلی اش حلب خالی روغن پر از خاک بود. من آن روز ها در طلحه درس  می دادم و به همین خاطر اسم هم را شنیده بودیم.
و فقط یک بار،آن هم همان شب یکدیگر را دیدیم تا اینکه سال هشتاد و هشت به خرمشهر رفتم و خاطره آن شب بود که این شعر آمد.
 
 
 
 به شهید مختار مرادی
به یاد شبی تا دیر گاه در میدان های زخمی خرمشهر
 
 
در من هنوز
طرحی می شکوفد
تو بر جاده ی بلند فانوسقه ات
هنوز خون
 
مثل جراح
رگ های تلفن را پیوند می زدی
زیر سقف شب
 
ما بودیم و خمپاره های مسافر
دیوی 
آن سوی آب موشک تلف می کرد و 
مسلسل هامان به غشغشه می افتاد
لابلای بیشه
 
شب بود 
خستگی خوابیده بود
تو بودی و
گلوی سبز تری بود خرمشهر
 
محمد غلامی
خرمشهر،فروردین هشتاد و هشت
به کجا می رویم؟
بغضی سنگین گلویم را می فشرد،آرام و بی صدا گریه می کنم .نفسم تنگ شده و اشکم سرازیر 
تلویزیون را که خاموش می کنم تصاویر مثل کابوس جلوی چشمانم می گذرند:
برداشت انار از منطقه خیرک و شکرک بخش ارم/تصاویر

دیارمهر:انواع انار شیرین، ترش، ملس، سیاه و بندرت رقم زاغی در منطقه خیرک و شکرک دشتستان تولید می شود و از اواخر شهریور تا آبانماه برداشت شده و در بازارهای استان وبرخی شهرستانهای همجوار استان فارس عرضه می شود. / ایرنا

Has no article!