Sun05202012

Last update03:25:08 PM GMT

Back اخبار اخبار روستا بهت ناگهان (یادمان باشکوهی که برای اسماعیل خیلی کوچک بود) +عکس

بهت ناگهان (یادمان باشکوهی که برای اسماعیل خیلی کوچک بود) +عکس


بیست و هفتم بهمن ماه مردمی مهربان مهمان سایت دیار مهر بودند تا یاد مهندس اسماعیل دانا همکار عزیز ما را را گرامی بدارند.حضور گسترده مردم و برنامه ریزی منظم این برنامه باعث شد که مراسم باشکوه برگزار شود.

پس از برگزاری دعای کمیل و قرائت قران توسط اسماعیل جوکار  مجری برنامه اقای سهراب فرخی با قرائت شعر به مهمانان خوشامد گفت.

صادق خسروی مدیر سایت دیار مهر به نمایندگی از همکاران متنی را قرائت کرد که با این شعر اغاز می گشت:

عشق در دل ماند و یار از دست رفت

دوستان دستی که کار از دست رفت

ای عجب گر من رسم بر کام دل

کی رسم چون روزگار از دست رفت

 

ادامه سخنان ایشان مرور خاطرات گذشته با اسماعیل بود که تاثر حاضرین را در پی داشت.

سخنران بعدی این مراسم معلم ارجمند جناب اقای اسفندیار محمودی بود که سیر زندگی اسماعیل را این چنین به چهار مرحله تقسیم کرد :

اوان دوران کودکی و نوجوانی و زندگی در کنار خانواده با ناز و نعمت سپری شد .همه چیز برایش مهیا بود و زندگی در اغوش گرم خانواده با ارامش و صفا و صمیمیت گذشت.

دومین مرحله از زندگی او دوران درس و تحصیل در مدرسه بود.این زمان نیز با اسایش خاطر و با افتخار و سربلندی سپری کرد.او در دوران تحصیل علاوه بر اینکه دانش اموزی مستعد و کوشا بود دارای اخلاقی پسندیده و قلبی رئوف و مهربان بود.او در همه کلاسهایش افتخار نمرات خوب و اخذ جوایز را دارد.در مراسم و برنامه هایی که از طرف مدرسه برگزار می شد لوح تقدیرها و جایزه هایش روی دستش سنگینی می کرد و به همین خاطر همه ی معلمین در غم از دست دادنش عزادارند.پدرش نیز در امر تحصیل و تشویق او کوتاهی نداشت هرچند که با عرق جبین تامین معاش می کرد.

سومین مرحله زندگی او تحصیل در دانشگاه و شرایط سختی بود که برایش پیش امد.در این دوران بود که مادرش را از دست داد و تالم روحی سراپای وجودش را فرا گرفت اما با همتی بلند و اراده ای استوار توانست بر مشکلات فائق اید و با تلاش شبانه روزی با کار و کارگری به همکاری پدر هم بشتابد.

مرحله چهارم دوران رسیدن با افتخارات بالاتر ،انتخاب شغل و موفقیت در ازمون ورودی کارشناسی ارشد بود .اکنون که می بایست صاحب مدارج و رتبه های عالی و منشا خدمات ارزنده ای برای جامعه شودتقدیر و سرنوشت طوری دیگر رقم خورد و او را به دیار باقی فرستاد.(متن کامل)

یزدانبخش هنری سخنران بعدی این یادمان بود. ایشان ضمن بررسی وضعیت زندگی خانوادگی اسماعیل و تشابهات فراوان با مرحوم کوثر هنری(برادرش) افزود :هر دو سرمایه اجتماع بودند که با رفتنشان خسران بزرگی به جامعه وارد کردند.کسانی که بودنشان می توانست نقش تعیین کننده ای در جامعه داشته باشد .

 

پخش کلیپی از کودکی تا دوران کنونی اسماعیل از دیگر برنامه های این مراسم بود که یادآور زحمات فراوان وی و سختی های او بود.

قرائت سروده ای از سهراب فرخی از دیگر برنامه های این مراسم بود که تصویر زیبای مهربانی های وی بود.

نوذر فولادی با قرائت چند دو بیتی ،یک غزل و یک مثنوی جانسوز تاثر همگان را برانگیخت .(مثنوی)

بیت خوانی و شروه عبدالحسین محمودی با دوبیتی های نوذر فولادی اشک را بر دیدگان جاری ساخت.

حمزه قائدی نیز که از شروه خوانان مدعو بود مرثیه ای را خواند .

مهدی دانا برادر اسماعیل اخرین قسمت این یادمان را برگزار کرد که با خواندن دفتر خاطرات اسماعیل مربوط به سال 85 دلها را لبریز از اندوه کرد. این خاطره مربوط به سخت ترین شرایط زندگیشان و اشاره به یک روز کارگری داشت روزگاری که زندگی برایشان طاقت فرسا شده بود و با پول کارگری هم هزینه درمان مادر را می بایست تامین می کردند و هم خرج دانشگاه و درس دیگر اعضای خانواده.

سپس وی از همه کسانی که در جلسه حضور داشتند قدردانی کرد.

از طرف سایت دیار مهر قاب عکسی با امضای همه اعضای دیار مهر از روزهای عکاسی اسماعیل به خانواده اسماعیل تقدیم شد.

در پایان هم بار دیگر از طرف سایت دیار مهر از مردم روستای طلحه و همچنین مهمانانی که از کلمه و فاریاب ،تنگ زرد ،شاهیجان و دیگر مناطق در این مراسم حضور پیدا کرده بودند قدردانی شد.

«مرو ای دوست» عنوان کلیپی بود که به مراسم پایان بخشید.

سایت دیار مهر از همه دوستان عزیز ،باشگاهها ،کانون ها و وبلاگ ها  که در این مدت با حضور خود ،ارسال پیام ،تماس تلفنی ، با ما ابراز همدردی کردند صمیمانه سپاسگزاری می کند و چشم به روزی خواهد داشت که بتواند جبران همه محبت های شما را در مراسم های شادی شما بنماید.

همچنین از هیئت امنای حسینیه میرزا که با نهایت لطف خود زمینه را برای برگزاری این مراسم باشکوه فراهم کردند نهایت سپاسگزاری بعمل می اید.


عکس1

عکس2

عکس3

عکس4

عکس5

عکس6

عکس7

عکس8

عکس9

عکس10

عکس11

عکس12

عکس13

 

 

 

 

 

 

گزارش:عبدالصمد شهریاری

 

 

مطالب مرتبط:

چه ناتمام خداحافظي چشمانش...

پس از تو سهم دلها درد و داغ است( نوذر فولادی)

شمعی که خاموش شد(اسفندیار محمودی)

خاطره ای از اسماعیل که وقت گفتنش رسید( علی اسپرغم )

نظرات    

 
+8 # تنها
1390-11-30 15:28
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست،هرکسی نغمه خودخواندوازصحنه رود،صحنه پیوسته بجاست،خرم آن نغمه که مردم بسپارندبه یاد...وچه بیادماندنی بودنغمه ات...
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+7 # حسینی
1390-11-30 20:39
اسماعیل عزیز همانگونه که بودنش یک افتخار بود رفتنش نیز افتخار بود .این چنین مراسم زیبایی نشان داد که او مردی بزرگ بوده است و تاثیرش را براحتی می توان از رفتار مهمانان بیرونی که شاید اسماعیل را ندیده بودند فهمید. واقعا خسته نباشید.
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+6 # شمسی
1390-11-30 20:40
یاد اسماعیل تا همیشه با همه ما خواهد بود.خیلی زیبا بود
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+7 # بارانی
1390-11-30 20:44
هیچ وقت یاد و خاطره تو از دلهای ما نخواهد رفت مگر می شود .چون تو در دلهای ما جا داری.
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+7 # بابک رستمی
1390-11-30 21:24
دریا هرگز نمی میرد...
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+5 # حقیقت
1390-11-30 22:06
شما هم آره؟؟؟؟؟سیچه نظرات مرا نمیزنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا دستت درد نکنه آقای خسروی/دم از انتقاد از ما میزنید ولی درعمل نظرات دیگران را خفه میکنید/دو تا نظردادم هیچکدام ندیدم/آن چیزهایی که نوشتم نظرمن تنها نبود.باورکن راست میگم.بیارشون روی سایت زشته قشنگ نیست/
...............................................................
دیار مهر: با سپاس فراوان از شما دوست عزیز.تنها هدف از درج نکردن نظر شما این بود که اینجا محلی از مناقشه نشود کما اینکه نظرات بی شماری هم برخلاف نظر شما و درباره انتقاد از -هر انچه پیش از مراسم گذشت_آمده است که ان را درج نکردیم.عذر ما را بپذیرید و قطعا برای نظر شما احترام زیادی قائل هستیم و خواهیم بود.
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+7 # همولاتی
1390-11-30 22:09
ابر چشمم به هوای رخ تو بارانیست... واقعا آقای دانا لایق همچین مراسمی بود. به شما مسولین دیار مهر تسلیت و خسته نباشی میگم..
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+6 # هاشمی سید
1390-11-30 23:08
با تشکر فراوان از اسفندیار محمودی واقعا با دکلمه بسیار زیبایشان شخصیت اسماعیل را به تصویر کشیدند
گرچه ایشان داغ دار بودند با سخنانشان گویی دوباره امین را ازدست داده بودند
خدا رحمت کند دو دوست عزیزمان امین محمودی و اسماعیل دانا
و دوستان قدیمی ترمان محراب صیادی و قاسم دردانه
دیار باقی جای همه ماست همانطور که میلیون هامیلیون از انسانها گروه گروه می روند
خداوند رحمتشان کند
الفاتحه مع الصلوات
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+6 # هاشمی سید
1390-11-30 23:11
و تشکر ویژه از سایت دیار مهر
که واقعا گل کاشتند و حقیقت زحمات اسماعیل را برای مردم بیان کردند
درخواستی از دهیاری داشتم
البته جو زده نشده ام چون مهندس اسماعیل دانا طرحی داشتند برای میدان وسط روستا به همین خاطر
یا طرح ایشان را اجرائی کنند یا یکی از کوچه های روستا را به نام ایشان بگذارند
این حق اوست
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+5 # التپه - قاسم
1390-12-01 11:43
سلام دوستان جان ..
من در این گوشه سرزمین ایران ، در میان قطرات باران ، چنان متاثر شدم و چنان اندوهگین که گویی کسی از وجودم پر کشید .. بسیار بسیار متاثر شدم ..
بسیار زیبا بود .. گرچه آن عزیز رفت ، اما زحمت عزیزان دیار مهر قابل تقدیر است ..
..
آرزو کردم کاش بودم .. در میان آن همه زیبایی ..
روحش شاد ..
.............................................................
دیار مهر: دوست مهربان دست محبتتان را به گرمی می فشاریم و از اینکه در این مراسم جانکاه با ما همدردی فرمودید بسیار ممنونیم.
انشااله روح تمام رفتگان در آرامش ابدی باشد.
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+2 # یه دوست
1390-12-01 12:12
یاد تو همیشه با ماست... .
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+3 # شهریارشهریاری
1390-12-02 23:08
دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت
ابر چشمم بر رخ از سودای تو سیلاب داشت
نه از تفکر عقل مسکین پایگاه صبر داشت
نه از پریشانی دل شوریده چشم خواب داشت

یاذش وداغی که بر دل گذاشته همیشه با ماست
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+2 # یه دوست
1390-12-03 21:19
آدمهاي خوب از ياد نميرن ،از دل نميرن ،از ذهن نميرن
ولی زودتر از اينکه فکرش رو بکنی از پيشت ميرن
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+4 # روح الله شهریاری
1390-12-04 22:50
باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز !!!
تسلیت به همه اهالی روستا مدیران سایت دیار مهر خصوصا خانواده داغدار این عزیز.

در غم از دست دادن باورنکردنی اسماعیل اسطوره تلاش و نجابت زبان از گفتن و قلم از نوشتن عاجز ند ولی یاد و خاطره اش تا ابد در دل و جان ما خواهد ماند امیدوارم که اراده اهنین وروح بزرگ و تفکر پویا و....این عزیز الگوی همه ما خصوصا جوانان قرار بگیرد.انشاالله
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
+1 # علی
1390-12-08 19:30
مرو ای دوست مرو ای دوست
مرو از دست من ای يار که منم زنده به بوی تو
به گل روی تو
مروای دوست مرو اي دوست
بنشين با من و دل بنشين تا برسم مگر
به شب موی تو
تو نباشی چه اميدی به دل خسته من
تو که خامو شی بی تو به شام وسحر چه کنم
با غم تو

مروای دوست مرو ای دوست
مرو از دست من ای يار که منم زنده به بوی تو
به گل روی تو
بنشين تا بنشانی نفسی آتش دل
بنشين تا برسم مگر به شب موي تو
تو نباشی چه اميدی به دل خسته من
تو که خامو شي بی تو به شام وسحر چه کنم
با غم تو
چه کنم با دل تنها که نشد باور من
تو و ويرانی خاموشي کوهم اگر چه کنم با غم تو

چه کنم با دل تنها چه کنم با غم دل
چه کنم با اين درد دل من اي دل من
چه کنم با دل تنها چه کنم با غم دل
چه کنم با اين درد دل من اي دل م
چه کنم با دل تنها چه کنم با غم دل
چه کنم با اين درد دل من اي دل من
چه کنم با دل تنها چه کنم با غم دل
چه کنم با اين درد دل من ای دل م
چه کنم.......
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
0 # سید احمد حسینی
1391-01-17 01:24
درود
شاید با اسماعیل یک غریبه باشم
شاید با دیار مهر
شاید اصلا نباشم
اما وقتی برای اولین بار حرفی از اسماعیل دانا شنیدم هیچ فکر نمی کردم روزی برایش اینقدر افسرده شوم.
روزهای سردی بود. شیراز همیشه پائیزهای سردی دارد. همسرم، شهین کرمی، با ناراحتی گفت: یکی از بچه های روستا تو بیمارستان بستری شده. همه براش دعا می کنن.
پرسیدم: مگه کیه؟ چی شده؟
- اسماعیل دانا. دقیق نمی دونم چی شده.
- اسماعیل دانا... اسمش آشنا نیست. میشناسمش؟
- اقوام عباس مغانی...
- آها... عباس مغانی رو میشناسم. دوست داداشت
- آره.
- خوب حالا چی شده؟
- بیمارستان بستریه. .... نمی دونی چه جوونیه. واقعا با ادبه. هر بار ما رو تو کوچه می دید سلاممون می کرد. رو خونه ی امیر حسین شهریاری کار می کرد، هر وقت بالای دیوار می دیدمش می رفتم داخل تا من رو نبینه و خجالت بکشه. واقعا خیلی پسر خوبیه... براش دعا کن...
- حتما... راستی ازدواج کرده؟
- واای، یادم نبود، تازه یه چند ماهی میشه که عقد کرده!

و من در این فکر بودم که این شرایط برای هر کسی باشد سخت ترین شرایط است.
مدتی گذشت.
از سر کار بر می گشتم که پیامکی دریافت کردم:

"بیا خونه سریعتر، یه اتفاق بدی افتاده"

...
وقتی رسیدم، احساس خوبی نداشتم، دلم هزار راه می رفت، هنوز نپرسیده بودم که با پریشانی همسرم روبرو شدم:

- احمد.... اسماعیل دانا مرد!

در آن لحظه بود که درک کردم، انسان می تواند کسی را نبیند، نشناسد، اما... دوست داشته باشد.

یادش بخیر
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
0 # سید احمد حسینی
1391-01-17 01:25
هزار گل که از کف من برده است باد
اما من حزین
گل های یاد کسی را پرپر نمی کنم
من
مرگ هیچ عزیزی را باور نمی کنم
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
0 # گل مرمرشك
1391-02-03 19:49
هنوز نرفته اي
نه....

تو هنوز هم اينجايي...
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
0 # شایان
1391-02-05 17:45
سلام
نمیدانستم روستای برادر استادم کجاست
پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول | گزارش به مديريت
 

اضافه‌ كردن نظر