به طلحه اگر ميروي
مرا ببين
در سايه سار سونگ ها
كنار نخلي تنها
كج ميكنم به سوي كوهستان
سلام مرا به نارنج ها برسان
به طلحه اگر ميروي
مرا ببين
در سايه سار سونگ ها
كنار نخلي تنها
كج ميكنم به سوي كوهستان
سلام مرا به نارنج ها برسان
درود به استاد ارجمند علی اسپرغم که همیشه گفته ها و سروده هایش شور و حال عجیبی در من بر می انگیزد و شاید از همین جا پی به حقیقت این مصداق می بریم که :هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل می نشیند.
تو باورت نمی شود که من شراب خورده ام
یکی دو کاسه بیشتر ،که بی حساب خورده ام
هر آنچه سر کشیده ام خمارتر نموده ام
اثر نمی کند به من که گویی آب خورده ام
بهارا از گل و می آتشی ساز
پلاس درد و غم در آتش انداز
سال 1390 را با همه ی فراز و فرودهایش پشت سر گذاشتیم و گام در آستانه ی سال 1391 نهاده ایم. سالی که پر از رویدادهای تلخ و شیرین تاریخ بود. از سیل و زلزله گرفته تا سقوط دیکتاتورها و رهایی ملت ها و همچنان با چشم امید به آینده ی آنان که با امید چشم به آینده ای روشن دوخته اند.
چه بغض ها که مرا بی تو در گلو مانده ست
بیا که پای دلم در غمت فرو مانده ست
من از تعاطف چشمت نمی شوم سیراب
هزار تشنگی ام در دل سبو مانده ست