به نام خالق هستي
عالم هستي ، عالمي شگفت انگيز است .اين هستي وهرچه درآن است براي انسان آفريده شده است تا انسان بتواند با تفكر وژرف انديشي جهت يكتا پرستي خود را حفظ نمايد.از تفكر در عالم پيراموني خويش ، همچون ستارگان،خورشيد و ماه و ريزش و فرويش باران ، تغيير ودگرگوني فصول سال، رويش گياهان ، محبت مادر به فرزند وفرزند به مادر در تمام موجودات ،عشق ورزيدن به يكديگر ، ايثار واز خود گذشتگي در بين تمام موجودات ، نداي توحيدي را دراعماق قلب خود به صدا درآورد.
سال 63 است و من بعد از یک سال چوپانی دوباره به مدرسه برگشته ام ، عشق به طبیعت ، به گوسفندان و بزها ، بره ها وکهره های نازشان ، به مدرسه ، به هیاهوی بچه ها ، به معلمانش ، به ترس ها و امید هایی که از آنها بر می خواست ، به کتاب های رنگارنگ ، به قصه های تلخ و شیرین آدمیانش و به ریاضیات و علوم که یادگیری آن ها لذت انتزاعی می بخشید ، همه و همه عشقی شورانگیز اما متناقض در جانم می افروخت .
سومین میهمان ما منصور گنجی است عضو هیئت علمی دانشگاه ، جوان نخبه ای از دیار مهر که با همه سادگیش حرفهای زیادی برای گفتن دارد .افق های بلند آرزوهایش بود که بر تنگدستی ها غلبه کرد و او را به جایی رساند که اکنون چشم براه روزهایی است که افتاب به همان درخشندگی آرزوهایش امتداد داشته باشد. همنشین با کلامش شدیم، مهربانی بود همرنگ خاک ،ساده و صمیمی....
بالغ بر چهار دهه ازعمرم گذشته است،از چهار سالگی چیزهای به خاطر دارم ،همراه پدر ومادر به شیراز رفتن ودرمسافرخانه ای به ناگاه چشمم به تلویزیون افتادن ؛آن جعبه ای جادویی که نه ما بلد بودیم روشنش کنیم و نه برایمان روشنش کردند،ازکوچ موسمی ایل قشقایی با آن هیاهو وهیمنه
هر چند كه بارها و بارها در كتب و مقالات فروان در مورد مقوله زنان بحث هاي زيادي صورت گرفته و در كتب آسماني مختلف از جمله اسلام بر نقش زنان تاكيد شده است اما نگارنده قصد دارد اين بار از دريچه اي ديگر و نه از نظر فيمينيستي ، ديني ، عرفاني ،جامعه شناسي و يا فلسفي، بلكه قصد داريم زن را از دريچه مديريت منابع انساني مورد بحث و بررسي قرار دهيم تا اهميت حضور زنان را بيش از پيش ياد آور شويم.
