Sun05202012

Last update03:25:08 PM GMT

مصاحبه

با یک سبد مهربانی

gholami2

 

کلامش از مهربانی لبریز بود و سادگیش مثل بال گنجشکی ، که بر بام  یک کومه . نگاهش لهجه باران داشت ، مویش سپید شده بود درست مثل دلش .او هم سالها پیش  از روستای ما رفت مثل دهها معلم دیگر ،چرا که وطنش جایی دیگر بود.اما هیچگاه خاطراتش را باخود نبرد .خاطراتش را در ذهن شعرهایش ریخت تا به قول خودش کمی از خوبیهای مردم  روستا را پاسخ گفته باشد،اما این همان تواضعی است که او از آن سرشار است .وقتی از طلحه می گوید انگار پاره ای وجودش را تفسیر می کند.

مصاحبه با شیخ محمد طلحه

فروردین ماه امسال، در روستای تنگ زرد بخش بوشکان، جشنواره ای برای بزرگداشت این استاد قرآن و ریاضی صورت گرفت که گامی موثر برای شناساندن استاد محمد طلحه به اقشار مختلف شهرستان و استان بود. این آیین بهانه ای شد تا با وی دیداری داشته باشیم. با وجود کهولت سن سوالات ما را در اختصار و سادگی پاسخ گفت.

هم سخن با دریا.....

esfandey2روزگاری که فقر و محرومیت بر چهره این دیار سایه گسترده بود مردی مهربان با پشتکار فراوان- برخلاف خیلی از دانش آموزان- تحصیل را رها نکرد تا بتواند سرنوشت دیگری برای جوانان این دیار رقم بزند.اوبه سراغ تحصیل  رفت تا راه زندگی کردن را بیاموزد و وقتی آمد  با عشق و علاقه ای وافر دست محبت خود را بر سر فرزندان کشید تا سرآغاز تحولی بزرگ شود.بی شک  سرنوشت  چند نسل مدیون تلاشهای ایثارگرانه این مرد مهربان است.مردی که شاگردانش هنوز او را استاد خویش می دانند و با افتخار بر دستان او بوسه می زنند..........