
هوالّذی انشأ جنّات معروشات وغیرمعروشات والنّخل والزّرع مختلفا اکله...اوست که بستان ها و درختان افراشته بر زمین افکنده،خرمابن ها و کشتزارهارا با بار های بامزه و گوناگون آفرید...
واژه خرما از زبان پهلوی می آید و درخت آن را خرمابن (نخل)گویند. این میوه بهشتی که با پیشینه چند هزار ساله زندگی بر روی کره خاکی و کشت و برداشت، در جنوب ایران، به 4 یا 5هزار سال پیش، همزمان با پاگیری خاندان هخامنشی وارد شده است.
این میوه پر برکت اگر بیش از گندم جا در زندگی بومیان برای خویش باز نکرده باشد، از باب ارزش ونیاز بدان، از خوراک همیشگی هیچگاه کمتر نبوده است.
اکثر خرمای استان بوشهر از شهرستان دشتستان تأمین می شود و بیشتر مربوط به نوعی خرما بنام کبکاب می باشد ولی در روستای طلحه بیشترین آمار مربوط به قصب ( زاهدی) می باشد.نخلهای های موجود درطلحه به بیش از 60000 اصله میرسد.
اکثرخرماهای قابل کشت در این روستا به ترتیب قَصب ( زاهدی) کَوکاو (کَبکاب)، اَسّک(هسته)، بِرهی(برحی)، بِریمی(ابراهیمی)، حَلووی(حلّو)، خاسه (خاسوی)، خِنیزی، سَمبرون(سمبران)، شِکر، شاوی(شهابی)،مِرِسو (نارس-نرسیده)، سُمیلی(اسماعیلی)، هفتانیمگزی، زینی، شیخ عالی، گَنتار، مَکتیو، لَشت، زینی.
میوه نخل به3 شکل مورد استفاده قرار می گیرد که عبارتند از:
خارک: نخل زود رس مثل شیخ عالی،شکر،بریمی
رطب:نخل میان رَس
خرمای :نخل دیررَس
خرما علاوه بر میوه و نوعی دسر که اشتباهاً یا شاید طبق عادت سنتی و گذشتگان ،به عنوانstarter یا پیش غذا صرف می شود، جنبه های غذایی فراوانی دارد از جمله: ارده-شیره، چنگال، حلوا-ارده، خرما-ارده، خرما-روغن، رنگینک، شله-خرمی(یعنی آش خرمایی)، شیره-نارنج، لَلَک-دِشو، فِل، گِرده، نان شیرین با شیره، تَمریه .
مراحل مختلف تشکیل خرما از ابتدا تا برداشت محصول :
پِسوک(سُنبله pesuk): نخستین مرحله بیرون زدن خوشه (تاره)از دُلُو می باشد.شاخه ودانه های نرم را خام خام می خورند ،تروتازه آن نرم وشیرین وچند روزه آن نیمه تلخ یا گس مزه می باشد.
تاره (tareh): دومین مرحله دانه بر شاخه را گویند این دانه را نیز میتوان به صورت خام خورد چونکه عمل تلقیح(بو دادن)انجام نگرفته است.
هواوو(هبابوhobabo): دانه های سبز رنگ و تلخ مزه پس از انجام دادن تلقیح را گویند
پِدز(کِتوک)pedz: دانه های بزرگتر از هواوو می باشد .
پِشکل بُزیpeshkelbozi
خِلال(خلالو)khelal: دانه های سبز و تلخ مزه هستند
پَهَک pahak: دانه های درشت را پهک می گویند و دوگونه اند.
الف)پهک جِنگ(jeng) یا نارس که تلخ بوده و خوردنی نمی باشد.
ب)شورتاپولی(shour-tapouli) یا نیمه رسیده که آن را می توان خورد یا به چهارپایان داد، اگر بار درخت سنگین باشد هنگام وزش باد تند دانه های سیاه گونه و نرم شده در زیر درخت انباشته شده ،این دانه ها تا زمانی که آب ندیده و یا تر نشده باشند می توان خورد. فروش محصولات خرما بن از این به بعد آغاز می شود. در این زمان است که درخت را کِنه(kene) می زنند (شِی می آورند) چنانکه نتوان پَنگ را با قوس دادن به ته شاخه تکیه داد آن را در لابلای شاخه ها پنهان می کنند.
خارک(خِرَک)kherak: رنگ تابی پَهک به مرحله دیگر را خارک می نامند .خارک رسیده یا زرد رنگ است و یا سرخ رنگ، در این زمان که پهک به خود رنگ زرد یا سرخ می گیرد آن را «خارک رنگ» می گویند. اگر هنگام بو دادن نخل بار آن بو نگیرد، خارکِ مِرِسو به سیس و در آخر کَنگه یا خرما خوشکله تبدیل می شود.
خارک پُخته kharak-pokhte: گونه ای است که برای نگهداری، آن را در آب، پخته و از میان آن نخ می گذرانند و آویزان می کنند. مانند خارک درخت مَکتیو
تروکه troke: پهک،خارک یا رطبی را گویند که از پهلو یا سر شکافته باشد.
بُن پَنگbon-pang: نام خارک هایی است که پس از جدا کرده از پنگ بر رُس (ros)ها می ماند اینها همان خارک های خشکی هستند که برای خوراک چهارپایان مورد استناده قرار میگیرد.
بَمپُخ bampokh: گونه آب گرفته خارک است.
کََنگِه (کنگا):kange به خارک های پژمرده و خرماهای بی شیره و نرم نا شده گویند .
سیس زرد sis-zarb: پهک بونگرفته ای است که بر رُس تا زمان کنه زدن می ماند .باغبان هر دانه یا رشته را از پنگ بریده و بر زمین می اندازد.
دُمباز(نیم خون)dombaz: هنگامی است که خارک زرد یا سرخرنگ از ته به نرمی می گراید آغاز گری این حالت از تیر ماه می باشد. دمباز و رطب را به کمک دست می چینند تا به پنگ آسیبی نرساند.
رِطَبrotab: خارک پس از نیم رنگ شدن به نرمی می گراید و بتدریج به نرمینگی کامل میرسد این حالت که شفاف و زردرنگ است را رطب گویند.
قصب (قصو)ghasb:بار میوه نخل زاهدی است از همه نخل ها تنها میوه اش خارک شیره زدِه نرمگون است .این محصول امروزه بازار خیلی خوبی دارد و به خارج از کشور صادر می شود.
اجزای مختلف خرما عبارتند از:
سرشاخه (بور)bour / میانبرگی (دَغَل)daghal / دِل / کنار دل (بَردل) bardell / برگ(پیش)pish/ شاخه(گرد-گرز)gord/
میان شاخه(ته زرد) / قنداق(بُن تاپول) / ته شاخه (تاپول) / پنیر (غاپ)ghap / دُلُو(دول-جُل تاره)doul/گِلاویز(پَنگ)pang / لیف / تَنه (تُنگ).

عکس 1 (پسوک)
عکس 2 ( تاره)
![]()
عکس 3
![]()
عکس 4

عکس 5 (نخلستان)
![]()
عکس 6 (پهک)
![]()
عکس 7 (خارک شیخعالی)
![]()
عکس 8 (خارک)
![]()
عکس 9 ( قصب)
![]()
عکس 10 ( خارک بریمی)
![]()
عکس 11 ( دمباز شاهی)

عکس 12 ( برداشت قصب)

نظرات  
چون نخل پایدار باشید
متن بسیار زیبایی بود از خانم مغانی تشکر میکنیم
درین خصوص مطلب زیاد است و بنده هم ابدا قصد این رو ندارم که زحمت و تحقیق سرکار خانم مغانی رو دست کم بگیرم . انشا الله که مطالب بیشتری رو از این عزیز در آینده شاهد باشیم.
با تشکر از نظرات ارزشمند شما
لغات انگلیسی نوشته شده همون جوری که خودتون نوشتید برا افرادی که زیاد با این لغات اشنایی ندارند هست و بیشتر برای تلفظ صحیح این کلمات نوشته شده نه شکل کتابی اون .
برای من که در حقیقت هیچگونه اطلاعاتی نسبت به خرما نداشتم این پست فوق العاده بود .. ممنون از شما و این همه اطلاعات ارزنده ..
در حقیقت فکر کنم با چند بار مرور این نوشته ها بتوانم تا حدی خرما شناس شویم آنهم در شمال ایران ..
شادی هایتان مستدام ...
............................................................
دیار مهر:درود بر قاسم عزیز امیدواریم بتوانیم در نخلستانهای کریم این دیار زیارتتان کنیم.
راستش من دنبال اصطلاحات رسمی این واژه های محلی هستم...
اگر این اصطلاحات هم اضافه میکردید خیلی خوب بود.....
اگر میشه یه منبع(همون سورس
با تشکر...
یه کتابی هست به نام خرما که از طرف جهاد کشاورزی چاپ شده و منبع خیلی برای این اطلاعاتی هست که شما دنبالش هستین.
فيد RSS براي نظرات اين مطلب